محمد بن علي منجم وابكنوي
44
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
وسدس فنكى . فصل دوم : در بيان سال وماه وأنواع آن وآن دو نوع است : نوع أول : در بيان سال وأنواع أو اما سال مدتي است كه حركت چهار عنصر در چهار قسم وى ، I حاصل آيد براي كون وفساد مركبات عالم سفلى ؛ وآن اقسام را فصول سال خوانند . و I سال دو نوع است : يكى ، طبيعي ؛ دوم ، وضعي . باز هر يك از اينها دو نوع است : يكى ، شمسي ؛ دوم ، قمري . I اما سال شمسي طبيعي مدت يك دور آفتاب است در فلك البروج . وآن مدت سيصد وشصت I [ و ] پنج روز است وربع روزى ، الّا جزوى از سيصد وشصت ، نزد ابرخس وبطلميوس ؛ واز I صد پنجاه جزو ، نزد متأخران ؛ واز صد وبيست جزو ، نزد مولانا محىالدين مغربى به موجب رصد I زيج ايلخانى واعتماد بر اين است . اما سال شمسي وضعي آن است كه كسور آن را يا ربع تمام گيرند چنان كه I روميان استعمال مىكنند يا كسور را طرح كنند چنان كه فارسيان به كار مىدارند . اما سال قمري مدت I دوازده اجتماع است ماه را به آفتاب ؛ وآن مدت سيصد وپنجاه وچهار روز است و I خمس وسدس روزى . اما سال مركب آن است كه سالهاى شمسي استعمال كنند وماههاى قمري ؛ I چنان كه هندوان وتركان وجهودان استعمال مىكنند . نوع « 1 » دوم : در بيان ماه وأنواع آن اما I ماه ، جزوى است از دوازده جزو سال ؛ وآن بر دو نوع است : يكى ، طبيعي ؛ ودوم ، وضعي . وباز هر يكى I از اين بر دو نوع است : يكى ، شمسي ؛ وديگر ، قمري . اما ماه شمسي طبيعي آن است كه مبدأ هر ما هي را از آنجا I گيرند كه آفتاب به هر برجى تحويل كند . وبه حسب اختلاف حركت شمس ، آن مختلف مىآيد ؛ I گاه باشد كه ما هي ، بيست ونه روز باشد يا سى روز يا سى ويك روز يا سى ودو روز ، I به حسب مكث آفتاب در بروج . اما شمسي وضعي آن است كه روميان وفارسيان وغير I ايشان استعمال مىكنند چنان كه شرح آن بعد از اين بيايد . اما ماه قمري طبيعي آن است كه أول I هر ما هي را به حسب رؤيت هلال يا به حسب اجتماع ، اعتبار كنند . وآن نيز ضبطى ونسقى
--> ( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] قسم